بیدستان

متن مرتبط با «حس خوب زندگی» در سایت بیدستان نوشته شده است

حکایت زندگی

  • نیلوبلاگ

    (آیت الله بهجت می فرمایند: حکایت زندگی ما ،حکایت یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی؟ گفت نه ، آب شد!) واقعا گذر عمر چنان سریع اتفاق می افتد که پای صحبت هر پابسن گذاشته ای که می نشینی چنان با حسرت از عمر رفته یاد میکند و مدام یادآورمیشود انگار همین دیروز بود که فلان اتفاق برایم افتاد. بقو ل خواجه شیراز : بنشین برلب جوی و گذر عمرببین کین اشارت زجهان گذرا مارا بس از یادداشتهای ایام پسین ...

    ادامه مطلب
  • فرق زندگی و دنبا از نگاه امام علی(ع)

  • آری آری زندگی زیباست

  • نیلوبلاگ

    سیاوش کسرایی قسمت کوتاهی از شعر بلند آرش کمانگیر برف می بارد برف می بارد به روی خار و خاراسنگ كوهها خاموش دره ها دلتنگ راه ها چشم انتظار كاروانی با صدای زنگ بر نمی شد گر ز بام كلبه های دودی يا كه سوسوی چراغی گر پيامی مان نمی آورد رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان ما چه می كرديم در كولاك دل آشفته دمسرد ؟ آنك آنك كلبه ای روشن روی تپه روبروی من در گشودندم مهربانی ها نمودندم زود دانستم كه دور از داستان خشم برف و سوز در كنار شعله آتش قصه می گويد برای بچه های خود عمو نوروز گفته بودم زندگی زيباست گفته و ناگفته ای بس نكته ها كاين جاست .. آسمان باز آفتاب ...

    ادامه مطلب
  • حسرت همیشگی(قیصرامین پور)

  • نیلوبلاگ

    حسرت همیشگی حرفهای ما هنوز نا تمام .... تا نگاه می کنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود آی ... ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر میشود! (قیصرامین پور) ...

    ادامه مطلب
  • خاطرات خوب و شیرین بهار من کجاست؟

  • نیلوبلاگ

    کفشهای تا به تا و وصله دار من کجاست؟ خاطرات خوب و شیرین بهار من کجاست؟ کوچه های خاکی و باهم دویدن هایمان شور و شوق خنده ی بی اختیار من کجاست؟ کاهگل ها عطر دفترهای کاهی داشتند خاک باران خورده ی ایل و تبار من کجاست؟ کو دبستان؟ کو کلاس درس؟ کو آن نیمکت؟ همکلاسی همیشه در کنار من کجاست؟ باغ سرسبز الفبا را چرا گم کرده ام؟ سطر سطر سیب های " آب" دار من کجاست؟ آتش پیراهنت مانده ست در من سالها ریزعلی! تنهای تنهایم قطار من کجاست؟ مانده جای ترکه اش بر روی دستم، کو خودش؟ درس سارا، درس شیرین انار من کجاست؟ رفت آن روباه مکار و پنیرم را ربود زاغ خوش آواز روی شاخسار من...

    ادامه مطلب
  • حس خوب

  • نیلوبلاگ

    دیروز که سوار اتوبوس شدم یک جوان رعنای با غیرت از صندلی بلند شد که بنشینم احساس کردم پیر شده ام امروز که دراتوبوس شلوغی ایستاده بودم هرصندلی که خالی شد به دوروبرم نگاه کردم از خود مسن ترو خسته تر دیدم ننشستم . احساس کردم هنوز جوان هستم چه حس خوبی؟! . . نتیجه اخلاقی آنکه رفتار های پسندیده اجتماعی را فقط باعمل میتوان یادداد با حرف و موعظه محال است به عمل کاربرآیدبه سخندانی نیست یا به قول سعدی علیه الرحمه تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز یعنی: نیکی و احسان بدون توفع...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    حکایت زندگی | حکایت زندگیمون شد حکایت | حکایت زندگی ما | حکایت زندگی از نگاه اسکندر | حکایت زندگی من | حکایت زندگی بزرگان | حکایت زندگی حضرت ابراهیم | حکایت زندگی امامان | حکایت زندگی سالم | حکایت زندگی سعدی