بیدستان

متن مرتبط با «حکایت زندگی از نگاه اسکندر» در سایت بیدستان نوشته شده است

حکایت زندگی

  • نیلوبلاگ

    (آیت الله بهجت می فرمایند: حکایت زندگی ما ،حکایت یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی؟ گفت نه ، آب شد!) واقعا گذر عمر چنان سریع اتفاق می افتد که پای صحبت هر پابسن گذاشته ای که می نشینی چنان با حسرت از عمر رفته یاد میکند و مدام یادآورمیشود انگار همین دیروز بود که فلان اتفاق برایم افتاد. بقو ل خواجه شیراز : بنشین برلب جوی و گذر عمرببین کین اشارت زجهان گذرا مارا بس از یادداشتهای ایام پسین ...

    ادامه مطلب
  • حدیث ازحقیقت ایمان

  • نیلوبلاگ

    هیچ بنده u200fاى حقیقت ایمانش را کامل نمى u200fکند مگر این که در او سه خصلت باشد: دینu200f شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبتu200fها و بلاها....

    ادامه مطلب
  • فرق زندگی و دنبا از نگاه امام علی(ع)

  • آری آری زندگی زیباست

  • نیلوبلاگ

    سیاوش کسرایی قسمت کوتاهی از شعر بلند آرش کمانگیر برف می بارد برف می بارد به روی خار و خاراسنگ كوهها خاموش دره ها دلتنگ راه ها چشم انتظار كاروانی با صدای زنگ بر نمی شد گر ز بام كلبه های دودی يا كه سوسوی چراغی گر پيامی مان نمی آورد رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان ما چه می كرديم در كولاك دل آشفته دمسرد ؟ آنك آنك كلبه ای روشن روی تپه روبروی من در گشودندم مهربانی ها نمودندم زود دانستم كه دور از داستان خشم برف و سوز در كنار شعله آتش قصه می گويد برای بچه های خود عمو نوروز گفته بودم زندگی زيباست گفته و ناگفته ای بس نكته ها كاين جاست .. آسمان باز آفتاب ...

    ادامه مطلب
  • حکایت :چرچیل کیه؟!

  • نیلوبلاگ

    در هنگام جنگ جهانی دوم چرچیل نخست وزیر انگلستان سوار تاکسی میشه تا به بیبیسی برود جهت سخنرانی به راننده میگه نیم ساعت صبر کن من برمیگردم . راننده میگه ببخشید آقا من میخوام برم خانه سخن رانی چرچیل رو گوش کنم . چرچیل از شنیدن این حرف خیلی خوشحال شدو یک اسکناس ده شیلنگی که معادل دوبرابر کرایه بود به او انعام داد . راننده تاکسی خوشحال شد وگفت چرچیل کیه آقا ؟ صبر میکنم تا شما برگردید. (ازکتاب هزارویک حکایت تاریخی)...

    ادامه مطلب
  • حکایت دزدی و صدقه ملا

  • نیلوبلاگ

    دوستی از نذریهای آنچنانی تاجر محله شان همه ساله ،در ایام محرم میگفت و از ان با حسرت یاد میکرد و میگفت هرکه پول دارد هر ساله میتواند بهشت را بخرد . البته او نمی دانست که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه ، یاد ملا افتادم و حکایت او: جحی گوسفند مردم می دزدیدو گوشتش صدقه می کرد . از او پرسیدند که این چه معنی دارد؟ گفت :ثواب صدقه با بزه دزدی برابر گردد ودر میانه پیه ودنبه اش توفیر باشد....

    ادامه مطلب
  • نیایشی از دکتر علی شریعتی

  • نیلوبلاگ

    خدایا! به علمای ما مسئولیت و به عوام ما علم و به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیران ما آگاهی و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری و به دینداران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور .., ببخش....

    ادامه مطلب
  • استفاده هنرمندانه از ات ساین (@ )

  • نیلوبلاگ

    این کار واقعا مصداقی از ضرب المثل تومو میبینی و او پیچش مو تو ابرو او اشارتهای ابرو از آن جهت که نگاه ظریف و هنرمندانه یک کاریکاتوریست یا نقاش را نشان میدهد. و اما شعری که ضرب لمثل شده است برگرفته از شاهکار وحشی بافقی یعنی شیرین و فرهاد است . و اصل آن : تو مو بینی و مجنون پیچش مو تو ابرو، او اشارتهای ابرو ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    حکایت زندگی | حکایت زندگیمون شد حکایت | حکایت زندگی ما | حکایت زندگی از نگاه اسکندر | حکایت زندگی من | حکایت زندگی بزرگان | حکایت زندگی حضرت ابراهیم | حکایت زندگی امامان | حکایت زندگی سالم | حکایت زندگی سعدی