بیدستان

متن مرتبط با «حکایت زندگیمون شد حکایت» در سایت بیدستان نوشته شده است

حکایت زندگی

  • نیلوبلاگ

    (آیت الله بهجت می فرمایند: حکایت زندگی ما ،حکایت یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی؟ گفت نه ، آب شد!) واقعا گذر عمر چنان سریع اتفاق می افتد که پای صحبت هر پابسن گذاشته ای که می نشینی چنان با حسرت از عمر رفته یاد میکند و مدام یادآورمیشود انگار همین دیروز بود که فلان اتفاق برایم افتاد. بقو ل خواجه شیراز : بنشین برلب جوی و گذر عمرببین کین اشارت زجهان گذرا مارا بس از یادداشتهای ایام پسین ...

    ادامه مطلب
  • حکایت :چرچیل کیه؟!

  • نیلوبلاگ

    در هنگام جنگ جهانی دوم چرچیل نخست وزیر انگلستان سوار تاکسی میشه تا به بیبیسی برود جهت سخنرانی به راننده میگه نیم ساعت صبر کن من برمیگردم . راننده میگه ببخشید آقا من میخوام برم خانه سخن رانی چرچیل رو گوش کنم . چرچیل از شنیدن این حرف خیلی خوشحال شدو یک اسکناس ده شیلنگی که معادل دوبرابر کرایه بود به او انعام داد . راننده تاکسی خوشحال شد وگفت چرچیل کیه آقا ؟ صبر میکنم تا شما برگردید. (ازکتاب هزارویک حکایت تاریخی)...

    ادامه مطلب
  • حکایت دزدی و صدقه ملا

  • نیلوبلاگ

    دوستی از نذریهای آنچنانی تاجر محله شان همه ساله ،در ایام محرم میگفت و از ان با حسرت یاد میکرد و میگفت هرکه پول دارد هر ساله میتواند بهشت را بخرد . البته او نمی دانست که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه ، یاد ملا افتادم و حکایت او: جحی گوسفند مردم می دزدیدو گوشتش صدقه می کرد . از او پرسیدند که این چه معنی دارد؟ گفت :ثواب صدقه با بزه دزدی برابر گردد ودر میانه پیه ودنبه اش توفیر باشد....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    حکایت زندگی | حکایت زندگیمون شد حکایت | حکایت زندگی ما | حکایت زندگی از نگاه اسکندر | حکایت زندگی من | حکایت زندگی بزرگان | حکایت زندگی حضرت ابراهیم | حکایت زندگی امامان | حکایت زندگی سالم | حکایت زندگی سعدی