خرید بک لینک

دوستی از نذریهای آنچنانی تاجر محله شان همه ساله ،در ایام محرم میگفت و از ان با حسرت یاد میکرد و میگفت هرکه پول دارد هر ساله میتواند بهشت را بخرد . البته او نمی دانست که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه ، یاد ملا افتادم و حکایت او:

جحی گوسفند مردم می دزدیدو گوشتش صدقه می کرد . از او پرسیدند که این چه معنی دارد؟

گفت :ثواب صدقه با بزه دزدی برابر گردد ودر میانه پیه ودنبه اش توفیر باشد.

برچسب: حکایت دزد و قاضی,حکایت دزد و کدخدا,حکایت دزد و سیستانی, نویسنده: سجاد شریفی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 5:53

صفحه بندی