عربی صبح به مسجد در آمدکه نماز گذاردومستعجل بود . پیش نماز بعد از فاتحه سوره نوح بنیاد کرد.
چون گفت : انا ارسلتا نوحا(یعنی ما فرستادیم نوح را)
باقی آیه از یادش رفت. و سکوت او طول کشید. عرب را طاقت نماند گفت: ایهاالقاری اگر نوح نمی رود دیگری را بفرست و ما را خلاص کن.
برچسب: لطیفه مذهبی,لطیفه ی مذهبی,لطیفه های مذهبی زیبا,لطیفه وچیستان مذهبی,جک و لطیفه مذهبی,لطیفه خنده دار مذهبی,لطیفه های کوتاه مذهبی,چیستان و لطیفه مذهبی,
نویسنده: سجاد شریفی