خرید بک لینک

عربی صبح به مسجد در آمدکه نماز گذاردومستعجل بود . پیش نماز بعد از فاتحه سوره نوح بنیاد کرد.

چون گفت : انا ارسلتا نوحا(یعنی ما فرستادیم نوح را)

باقی آیه از یادش رفت. و سکوت او طول کشید. عرب را طاقت نماند گفت: ایهاالقاری اگر نوح نمی رود دیگری را بفرست و ما را خلاص کن.

برچسب: لطیفه مذهبی,لطیفه ی مذهبی,لطیفه های مذهبی زیبا,لطیفه وچیستان مذهبی,جک و لطیفه مذهبی,لطیفه خنده دار مذهبی,لطیفه های کوتاه مذهبی,چیستان و لطیفه مذهبی, نویسنده: سجاد شریفی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 5:53

صفحه بندی