
برای کسی که درد معاش زن و بچه دارد و هشتش گرو دوازده تو فلسفه گرانی را توضیح دهی و آنرا توجیه کنی حکایت زیر است: از نصرالدین پرسیدند :قلیه با قاف است یا با غ گفت: با گوشت موضوعات مرتبط: دلنوشته هابرچسبها: قلیه با قاف است یا با غ, درد معاش...
ادامه مطلب
برای کسی که درد معاش زن و بچه دارد و هشتش گرو دوازده تو فلسفه گرانی را توضیح دهی و آنرا توجیه کنی حکایت زیر است: از نصرالدین پرسیدند :قلیه با قاف است یا با غ گفت: با گوشت...
ادامه مطلب
در هنگام جنگ جهانی دوم چرچیل نخست وزیر انگلستان سوار تاکسی میشه تا به بیبیسی برود جهت سخنرانی به راننده میگه نیم ساعت صبر کن من برمیگردم . راننده میگه ببخشید آقا من میخوام برم خانه سخن رانی چرچیل رو گوش کنم . چرچیل از شنیدن این حرف خیلی خوشحال شدو یک اسکناس ده شیلنگی که معادل دوبرابر کرایه بود به او انعام داد . راننده تاکسی خوشحال شد وگفت چرچیل کیه آقا ؟ صبر میکنم تا شما برگردید. (ازکتاب هزارویک حکایت تاریخی)...
ادامه مطلب
حسرت همیشگی حرفهای ما هنوز نا تمام .... تا نگاه می کنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود آی ... ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر میشود! (قیصرامین پور) ...
ادامه مطلب
دیروز که سوار اتوبوس شدم یک جوان رعنای با غیرت از صندلی بلند شد که بنشینم احساس کردم پیر شده ام امروز که دراتوبوس شلوغی ایستاده بودم هرصندلی که خالی شد به دوروبرم نگاه کردم از خود مسن ترو خسته تر دیدم ننشستم . احساس کردم هنوز جوان هستم چه حس خوبی؟! . . نتیجه اخلاقی آنکه رفتار های پسندیده اجتماعی را فقط باعمل میتوان یادداد با حرف و موعظه محال است به عمل کاربرآیدبه سخندانی نیست یا به قول سعدی علیه الرحمه تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز یعنی: نیکی و احسان بدون توفع...
ادامه مطلب